دردم را به كه گويم ؟ وقتی ناراحتی غم هات رو به جون دل میخرم وقتی شادی اجازه میدم با دیگران تقسیمش کنی وقتی خسته ای من بار زندگیت رو به دوش میکشم وقتی رنجوری تمام تلاشم رو میکنم شادت کنم وقتی دلتنگی بهشت رو به یادت میارم وقتی تنهایی با وجود دیگران دلگرمت میکنم وقتی دلت گرفته به حرفهات گوش میدم ... ولی وقتی من ناراحتم وقتی شادم وقتی خسته ام وقتی رنجورم وقتی دلتنگم وقتی تنهام میام و با تو صحبت میکنم میبینم که چقدر تنهاتر از گذشته ام و دل خوش به عروسکی که ازصبح تا شب همدم تنهایی من شده اون وقته که دلم رهایی میخواد رهایی از همه چی حتی زندگي!!!
خواستم با نسيم بگويم ،سر گرم چمن بود .
خواستم بنشينم كنار دريا ،سر صحبت را باز كنم،با ساحل غرق گفتگو بود،
پيچك ناز مي كرد بر سپيداري كه بر تنه اش پيچيده بود و ....
خواستم با تو بگويم اما در خلوتت صداي غريبه اي را شنيدم .
درد خود را نگاه خواهم داشت ،شايد اين سوختن خوشتر از آن افروختن باشد 


+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 21:24 توسط ღ.•**•.ღيه عاشق تنها ღ.•**•.ღ |