یکی بود یکی نبود. . . اون که بود تو بودی اون که تو قلب تو نبود من بودم. یکی داشت یکی نداشت. . . اون که داشت تو بودی اون که جز تو کسی رو نداشت من بودم. یکی خواست یکی نخواست. . . اون که خواست تو بودی اون که نخواست از تو جداشه من بودم. یکی گفت یکی نگفت. . . اون که گفت تو بودی اون که دوست دارم رو به هیچ کس جز تو نگفت من بودم. یکی رفت یکی نرفت. . . اون که رفت تو بودی اون که به جز تو دنبال هیچکس نرفت من بودم!!!! خدایا... کفر نمی گویم. پریشانم. چه می خواهی تو از جانم؟؟؟!!!! مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی!!!.... خداوندا تو مسئولی... خداوندا تو می دانی که انسان بودنو ماندن در این دنیا چه دشوار است.... چه رنجی می کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار است!!.... (دکتر علی شریعتی) 

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:44 توسط ღ.•**•.ღيه عاشق تنها ღ.•**•.ღ |