من از تو بیدار می شوم نه از خوابِ دیشبم، خوابهای هر شبم تو را می بینم، می خندم از لحظه های بودنت خرسندم ترانه ی سپیده می شوی لب بر سکوت شبانه می بندم از آسمان مشرق قلبم طلوع می کنی من بر تمامِ عهدهای پر حرارت روز پابندم خورشیدِ روشن صبحی، ترانه ام برقِ نگاه تو می شود، بهانه ی لبخندم
+ نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 15:40 توسط ღ.•**•.ღيه عاشق تنها ღ.•**•.ღ |