روزی که داشتم می مردم ، دلمو به تو سپردم گفتم اونو خوب بگردون ، من اونو جایی نبردم نازنین اونو نرنجون ، آخه اون تنها ترینه جز تو ، اون جایی نداره میون این همه سینه نمی خوام یه روز ببینم ، دلمو تو دست گرفتی می خوای از خودت برونی ، دل به بیگانگی بستی به خدا دلی شکستن گناه بزرگی اینجاست نمی بخشمت ببینم اونو بی گناه شکستی با خودت یه لحظه فکر کن ، دل من گناه نداره؟؟؟؟... وقتی که بیای به اینجا ، این کارت جواب نداره؟؟؟؟... روزی هم وقت وداع ، تو از این زمونه می شه اون موقع می خوام ببینم ، دل تو مال کی می شه پس بیا اونو نگه دار ، اونو تو تنهایی نگذار لا اقل ولش که کردی ، بگو که خدا نگه دار... نمي دانم محبت را بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود. بـرچـه گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود. بـر چه ديواري بنويسم که هرگز پاک نشود. بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود. وسرانجام بـر چه قلـبي بنويسم که هـرگز سـنگ نشود.... بهت نمي گم دوست دارم ، ولي قسم مي خورم دوست دارم ، بهت نمي گم كه هر چي بخواي بهت مي دم ، چون همه چيزم تويي ، نمي خوام خوابتو ببينم ، چون تو خيلي خوش تر از خوابي ، اگه يه روزي چشمات پر از اشك شده دنبال يه شونه گشتي كه گريه كني ، صدام كن ، بهت قول نمي دم كه ساكتت كنم منم پا به پات گريه مي كنم ، اگه دنبال مجسمه سكوت مي گشتي تا سرش داد بزني ، صدام كن قول ميدم ساكت بمونم ، اگه دنبال خرابه مي گشتي تا نفرتتو توش خالي كني ، صدام كن ، قلبم تنها خرابه ي وجود توست...


+ نوشته شده در جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 3:50 توسط ღ.•**•.ღيه عاشق تنها ღ.•**•.ღ |